#رزمندگان اینترنتی#


 

نکاتی در مورد یک پدیده اجتماعی

چه میزان از بلوتوث های مبادله شده در مترو محتوای جنسی دارند؟

بلوتوث قابل کنترل و ردیابی نیست. بلوتوث را مانند اس.ام.اس و ام.ام.اس نمی‌شود قطع کرد و نه می‌شود فرستنده آن را مورد شناسایی قرار داد. بنابراین در جامعه ایرانی بلوتوث به ابزاری برای شبکه‌سازی اجتماعی تبدیل شده است که گاهی از اوقات برخی از محدودیت های موجود را دور می زند.
"صراط" -  به گزارش صراط نیوز ، هفته نامه یکشنبه در آخرین شماره خود با نام "بفرمایید بلوتوث” به بررسی یک پایان نامه دانشگاهی درباره بلوتوث های مبادله شده در مترو تهران می پردازد؛ بخشی از این گزارش در زیر آمده است:

جامعه ایرانی از بلوتوث چه استفاده ای می کند؟
ایرانی‌ها از این تکنولوژی بسیار متفاوت‌تر از مردمان جوامع دیگر استفاده می‌کنند. بلوتوث در جامعه ایرانی، محور ایجاد نوع جدیدی از فضای ارتباط جمعی شده. این در حالی است که موبایل ابزار‌های ارتباطی دیگری چون اینترنت، اس.ام.اس و ام.ام.اس را نیز دارد که از بسیار قوی‌تر از بلوتوث محسوب می شوند.

شاید پاسخ فرضی این سوال را بتوان در تفاوت اصلی بلوتوث با سایر قابلیت‌های ارتباطی موبایل و نیز مجموعه مولفه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، جامعه ایرانی یافت.

بلوتوث قابل کنترل و ردیابی نیست. بلوتوث را مانند اس.ام.اس و ام.ام.اس نمی‌شود قطع کرد و نه می‌شود فرستنده آن را مورد شناسایی قرار داد. بنابراین در جامعه ایرانی بلوتوث به ابزاری برای شبکه‌سازی اجتماعی تبدیل شده است که گاهی از اوقات برخی از محدودیت های موجود را دور می زند.

آمارهای بلوتوثی:
در این پژوهش ۱۴۴ عدد فایل بلوتوث شده در مدت ۱۵ روز گردآوری شده که آمارهای مزبور حکایت های ناگفتنی بسیاری دارد.

محتوای غالب:
به گزارش صراط نیوز ، فایل‌های دریافتی دارای مضامین متنوعی هستند و با توجه به بررسی دقیق آنها، بدین‌گونه تقسیم‌بندی شده‌اند:

- جنسی؛ شامل همه محتواهای تحریک‌آمیز دارای جذابیت‌های جنسی و یا نشان‌دهنده روابط جنسی(۶۰/۳۱)
- خنده‌دار؛ شامل همه محتواهای طنز‌آمیز، خنده‌دار و بامزه که هدف اصلی آن نشان دادن یک رفتار، عمل یا صحنه خنده‌دار یا مسخره‌آمیز باشد. (۵/۳۵)
- جالب و سرگرم‌کننده، شامل همه مضامین جالب، غیر‌عادی و عجیب. (۶/۱۱)
- سیاسی- اجتماعی (موضوعات روز)؛ شامل همه محتواهای مرتبط با مسائل جاری سیاسی و اجتماعی کشور. (۴/۵۸)
- عاشقانه؛ شامل همه مضامین عاشقانه و رمانتیک (۴/۵۸)
- توهین‌آمیز؛ شامل همه محتواها و مضامینی که آکنده از فحش و یا الفاظ رکیک باشد. (۲/۲۹)
- ترانه و موسیقی؛ شامل همه فایل‌هایی که موسیقیایی هستند. (۳/۸۲)
سایر؛ (۱۲/۹۸)

راهکارها
نه می‌شود و نه باید چشم‌ها را بر روی این پدیده ارتباطی- اجتماعی ببندیم. اقدامات لازم در این خصوص باید متناسب با مقتضیات زمانه و چارچوب‌های این شبکه جدید ارتباطی صورت بگیرد، وگرنه نه تنها سودی به دنبال نخواهد داشت بلکه می‌تواند بر دامنه تبعات و پیامد‌های آن نیز بیفزاید.

آنچه در این شبکه ارتباطی جدید اتفاق می افتد برآیندی از لایه های پنهان اجتماعی در فضای بیرون از این شبکه است. آنچه صاحبنظران اجتماعی از آن به عنوان بحران جنسی یاد می کنند، به وضوح خود را در این فضای ارتباطی نشان می دهد.
  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱٢/٤ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

 

قذافی یک  یهودی الاصل است

پایگاه خبری "المستقبل العربی" نوشت: شبکه دوم تلویزیون رژیم صهیونیستی با "راشل سعادة" خاله یهودی قذافی که شباهت زیادی به او نیز دارد، مصاحبه کرد.

به گزارش وبلاگ درجستجوی حقیقت، متن این گفت وگو به این شرح است:
گوینده: سلام و خوشامد می گوییم به "راشل سعاده" و "جویتا برون"، خاله و پسرخاله رهبر لیبی، معمر القذافی. شما از چه وقتی می دانید که پدر و مادر قذافی یهودی بوده اند؟
راشل: در اسرائیل پدر و پدربزرگم به ما گفتند که روابط محکمی با خانواده قذافی دارند و مادر قذافی، خواهر مادربزرگ من است.
گوینده: آیا مادر قذافی مسلمان بود؟
راشل: نه هرگز مسلمان نشد، بلکه با یک شیخ عرب مسلمان فرار کرد.
گوینده ( مجدداً می پرسد): یعنی مادر قذافی هرگز به دین اسلام درنیامد؟
راشل: نه؛ مادر قذافی بر دین یهودی خود باقی بود و همراه یک شیخ عرب مسلمان، از دست شوهر اول خود فرار کرد.

راشل سعاده، خاله صهیونیست قذافی که در سرزمین های اشغالی زندگی می کند

گوینده: یعنی حتی بعد از فرار با همسر دوم خود که مسلمان بود، باز هم مسلمان نشد؟
جویتا برون (پسرخاله قذافی): خواهر مادربزرگم از همسر اول خود دارای فرزندی بود و پدر قذافی یک یهودی بود که با یک زن یهودی (مادر قذافی) ازدواج کرده بود و در نتیجه آنها صاحب پسری یهودی (معمر) شدند.
گوینده: یعنی همسر اول مادر قذافی (پدر اصلی قذافی) با وی رفتار خوبی نداشته و لذا مادر قذافی همراه با پسرش (معمر) با آن شیخ مسلمان یعنی "محمد بومنیار القذافی" فرار کرده است... (بدین معنا که معمر القذافی به دست "محمد بومنیار" تربیت شده اما فرزند او نیست).جویتا برون: بله؛ همین طور است و لذا قذافی نه تنها یهودی تبار است بلکه طبق دیانت یهود، او یک یهودی است.
مادر قذافی، از یهودیان ساکن لیبی بوده و در نسب یهودی مادر وی تردیدی نیست ولی در خصوص پدر وی اختلافاتی وجود دارد و عده ای او را فرزند یک خلبان فرانسوی یهودی می دانند که "البار بریزوسی" نام دارد و در سال های 1915 میلادی تا 1943 میلادی به لیبی سفر کرده و در ارتش فرانسه خدمت می کرده است.
"جک تیلور" نویسنده کتاب "اوراق موساد"، قذافی را یک یهودی زاده می داند و به دلایلی استناد کرده است که برخی از آنها در ذیل آمده است:
گزارشی در سال 1970 میلادی در روزنامه ایتالیایی "اوجی" منتشر شده که در آن قید شده بود که قذافی از طرف مادر، یک یهودی است که در منطقه "سرت" لیبی می زیسته و دلایل مستند برای آن ذکر کرده بود.
همچنین در سال 1972 میلادی، نامه ای از سوی اسقف شهر میلان به زبان ایتالیایی به وزارت امور خارجه لیبی ارسال شده که توسط سفیر وقت، "خلیفه عبدالمجید المنتصر" به عربی ترجمه شده و در آن نامه از زبان این اسقف خطاب به قذافی آمده است: «تو را به آن خون یهودی و مسیحی که در رگ هایت جریان دارد تو را قسم می دهم و خطاب می کنم.»
مخالفان دولت لیبی معتقدند: قذافی روز هفتم آوریل هر سال را برای اجرای احکام اعدام محکومان سیاسی انتخاب می کند زیرا این روز منطبق با عید فطر تلمودی است.
قذافی همچنین علاقه زیادی به ملاقات با تاجر صلح یهودی "یعقوب نمرودی" دارد.
قذافی طرح تشکیل دولت واحد " اسراطین" را نیز برای حل مشکل فلسطین مطرح کرده و به اعتقاد قذافی هیچ دشمنی بین عرب و یهود وجود ندارد و یهودیان، پسر عموهای اعراب عدنانی هستند و از نسل ابراهیم علیه السلام می باشند و هنگامی که یهودیان قتل عام شدند این اعراب بودند که به آنها پناه دادند و میزبانی کردند و در کنار خود و در شهرهای شان آنها را جای دادند و لذا مانعی ندارد یک دولت واحد از یهودیان و اعراب فلسطینی تشکیل شود و نام آن را "اسراطین" بگذارند.

  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱٢/٤ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

برخی خواص نشسته اند تا ادای مختار را دربیاورند!


http://esffun.ir/image/pic/hazine-mokhtarname.jpg


 

مسجد اعظم قم در طول سه روز تحصن برخاسته از خشم انقلابی امت حزب الله، شاهد اتفاقات، جلسات سخنرانی متعدد و چهره های سرشناسی چون مهندس حاج سعید قاسمی (مدیر مؤسسه فرهنگی میثاق) بود.
به گزارش پایگاه ۵۹۸، حاج سعید قاسمی طی سخنانی در مسجد اعظم قم با واکاوی ابعاد فتنه های داخلی و خارجی و نیز بازخوانی مواضع صریح و صحیح امام خمینی(ره) در هنگام مواجهه با حوادث و فتنه های زمان به بررسی ابعاد مختلف این فتنه ها پرداخت. متن سخنان این رزمنده نامدار دفاع مقدس و فعال عرصه ی فرهنگ را در ادامه بخوانید:

السلام علیک یا روح الله

ای کاش با شهدای شما بودیم آقا روح الله و داغ چنین روزهایی را نمی دیدیم اما به تعبیر سید شهیدان اهل قلم بر هر کس که ادعای شیعه بودن دارد کربلائیست و عاشورایی که جبرا از آن عبور داده خواهد شد کربلای ما کجاست ، نمی دانیم عاشورای ما کی است، نمی دانیم فلذا در این مکان شریف که سلام و صلوات خاصه همه مجاهدان فی سبیل الله ای که صفحه خونین تاریخ رو امضا کردند خدمت بی بی فاطمه معصومه (س) سلام مجددی عرض می کنیم و از همه علمای اسلام و علمای گرام و جلیل القدر که از این منبر شهید که به حق جایگاه من نیست عذر می خواهم که به اجبار، مجبور شدم حتی در این دو پله اش نشستم از همه شما عزیزان و اساتید جلیل القدر معذرت می خواهم و دست و پای همه شما عزیزان رو می بوسم که هر وقت که احساس خطر می کنید دل به دریا می زنید و آتش بلا رو بر خود می خرید و سرنوشت تاریخ را آنگونه که خدا می خواهد و حضرت روح الله به شما سفارش کرده است بر آن اساس تغییر و چنج واقعی نه چنجی که آقایان می خواستند.

تغییر را شما رقم می زنید بر مبنای آیه " ان الله لا یغیرو ما بقوم حتی یغیرو ما به انفسهم" این جماعت که بخشی شان در جمهوری اسلامی در این جا متحصنن و بخش عظیم دیگری از دوستان ما در تهران مسجد ارگ در قزوین در رشت، بیرجند و سایر اقصی نقاط بلاد این سرزمین که آمدن پای کار که تکلیف فتنه گران رو یکسره کنند حرف و حدیثی دارند که این حرف و حدیث بر مبنای بصیرت است و هوشیاری و نه احساسات است. کسی حق ندارد حرکت ما رو به حرکت یک سری جوان های تندرو و احساساتی که اومدن و از جایی دیگه خط می گیرند و آنتریک شده هستند و ریختند توی مسجد و حرف ها و حدیث هایی رو می زنند و نمی دونند که چی می گویند و اینها و از این جور خزعبلاتی که به دوستان ما نسبت می دهند. اما دوستان چند نکته برای اینکه همون طور که حضرت آقا فرمودند اگر چه این فتنه آثار زیان باری بر ما داشت قلب آقای امام زمان (عج) و امام روح الله و شهدا جریحه دار شد به خاطر اتفاقاتی که پیش اومد، اما حضرت آقا فرمودند برکاتی هم داشت و حرفی که آخر قصه می خوام بزنم همین جا بزنم، از برکاتش این است که اگر که از این فتنه سر به سلامت ببریم این فتنه باعث ریزش و رویش جدیدی می شود و این به منزله پالایش در انقلاب است ، ما به فال نیک می گیریم و حداقل بعد از عبور از این مقطع تاریخی مطمئناً دوستان سه دهه دیگر بیمه خواهند شد.

این که چه کسانی در این مرحله غربال می شوند و حذف می شوند و چه کسانی با آقا روح الله و آقا سید علی فرزند خلف صالح بعد از آقا روح الله برپا می مانند به عملکرد خودشون مواضع آنان و مدل حرکات و سکنات اونها بر می گردد که خیلی هاشون در واقع اگر برگردند هم باید بروند به کنج انزوا و حق گرفتن مسئولیتهای کلیدی رو ندارند این چهره هایی که الان داریم می بینیم دو مرتبه چفیه می اندازند و زیر پای حضرت آقا ایستادند، اینها دیگر حق ندارند منصب های کلیدی داشته باشند بنا به این دلیل که در مقاطع حساس که خواص جامعه ما بودند و پرچم دستشان بوده است و جامعه عادت کرده بود به این علمدارها نگاه کنند، تعلل کردند و جا ماندند.

انقلاب که شد اولین کشوری که ما رو به رسمیت شناخت کی بود؟ اولین کشوری که جمهوری اسلامی ایران رو به رسمیت شناخت ، آمریکا بود. چرا، چون پای پلکان هواپیما اولین عکسی که مخابره می شود آمریکا می بیند که موفق است، پای پلکان هواپیما وقتی که آقا روح الله داره میاد پایین، یک طرف قطب زاده یک طرف بنی صدر یک طرف ابراهیم یزدی قرار دارند. حلقه محاصره از همان اولین گامی که هنوز آقا روح الله پایش را بر روی زمین نگذاشته است تنگ است و به محض اینکه نهضت آزادی سر کار می آید با روی کار آمدن اولین نخست وزیر منتخب (آقای بازرگان) قند توی دل آمریکایی آب شد و اولین جلسه ای هم که اونها با برژنسکی گذاشتند در الجزایر، آمریکایی ها واقعا بر این باور افتادند که کار خمینی تمام است.


توی این مرحله خیلی ها بر این باورند که آقا روح الله خیلی خوب بازی کرد با این قصه چون آمریکایی ها در این چهار ماه بر این باور بودند که با یک کودتای نظامی و یا یک بمب گذاری در منزل امام کار را تمام خواهند کرد و این برنامه در مدل های مختلف و پروسه های مختلف اتفاق افتاد یکی از چند سناریو از وزیر اطلاعات وقت فرانسه بود که در جنگ هشت ساله ما نقش زیادی داشت (که کتابی داد تحت عنوان جنگ جهانی چهارم دارد) که فقط سه تا از عملیات ها بر ضد آقا روح الله را این طرح می کند. او می گوید که اگر این آمریکایی های احمق این طرح های مرا اجرا می کردند جهان اینقدر دچار مصیبت نمی شد.

تا اینکه نظام از آن اول با قائله های زیادی مواجه شد مثل هشت سال جنگ و... تا اینکه قصه به گونه ای تمام شد که ، اتفاقی در کشور رخ داد که بیشتر برای ما ملموس است که چرا جنگ به گونه ای تمام شد که آقا روح الله نمی خواست و قطع نامه ای هم که نوشت از آن به عنوان زهرنامه یاد کرد نه شیرینی که اهلا من العسل باشد و روزها دو مرتبه داغ برو بچه های جبهه ای ها بیشتر می شود که خدایا آن فرامینی که حضرت روح الله گفت تا پانزده روز قبل آن هم می گفت که عزیزان امروز عاشورای دیگری است کمربندهای خود را محکم ببندید کربلاهای دیگری در راه است و هیچ درنگی از هیچ کس پذیرفته نیست ، چطور ظرف مدت پانزده روز آمد گفت خدایا از هر آنچه گفتم گذشتم و زهرنامه را امضا کرد.

امروزه با نگاهی عمیق به عواملی که پشت این پرده بودند و یکبار دیگر برای شما نسل دومی و سومی ها که آن وقت نبودید باید ورق زد. ما صرفاً برای اعدام دو نفر اینجا جمع نشده ایم ، ما برای روشن شدن یک جریان انحرافی تاریخی که سعی داشت مشخصاً چه در مقطع حیات طیبه حضرت امام(ره) ، چه در مقطع دو دهه بعد از رحلت ایشان سعی در انحراف از مسیر این انقلاب خونین داشت و طی این مدت بنا شده بود که ما متوجه نشویم و به دام انداختن یکبار دیگر ما به دست آمریکایی ها که بسیار مخملی برنامه ریزی کرده بودند. برای روشن شدن این موضوع در اینجا تحصن کرده ایم و فکر نکنیم با گرفتن اینها و به زندان اندختنشان ما هم برویم و تخت بخوابیم. بنده هیچ علاقه ای ندارم که اینها را قوه قضائیه دستگیر کند و اعلام کنند که مردم شریف ما اینها را دستگیر کردیم بروید خانه هایتان و تخت بخوابید، مشکل ما اصلاً این نیست .

داستانی که سال گذشته اتفاق افتاد محصول مصمومیت دو دهه جامعه است که در آموزش و پرورش مصموم در تمام مقاطع تحصیلی و در دانشگاه ها و در حوزه این مصمومیت ایجاد شده لذا باید بالا بیاورد درکف خیابان ها و به تعبیر حضرت آقا شاید صورت ظاهر قی کردن خوب نیست، لکن جامعه های که مسموم است باید بالا بیاورند و اگر این طور نشود این مسمومیت باعث مرگ می شود.

نگاه ما به اندیشه آقا روح الله خمینی بسیار سطحی است. به این گونه که این تفکرات باید نرم افزاری بشود و باید اجرایی شود! کار دست ما است، ما نباید طوری عمل می کنیم که در دانشگاه ها فقط دو واحد درسی قرار دهیم به نام وصیت نامه حضرت امام و به گونه ای مسخ می کنیم که هر دانشجوی یک صد سوال از وصیت نامه امام ،که سوال ها هم لو رفته، و فقط کافی است شب امتحان شما این سوال های لو رفته رو بخوانی، پانزده تا بیست تا از آنها چهار جوابی است که هر گبر و یهودی از این زیر پانزده بگیرند خنگ است، برای درس انقلاب اسلامی و ریشه های آنهم احتیاج نیست که سر کلاس بیایی،اگر هم اومدی فقط برای حضور و غیاب بیا.

در طول دو دهه یک انحراف فکری، یک جنگ بزرگ فکری بین روح الله بر اساس تفکری که او دارد اسلام پا برهنه ها، اسلام مجاهدین و اسلام مخلصین در مقابل اسلام اشراف زاده ها، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلام به تعبیر او اسلام آمریکایی، یعنی آنها هم مسلمانند، حاجی دارند شیخ دارند آیت الله دارند اما از مدل آمریکایی ولذا جنگ از اینجا شروع می شود، جنگی که خیلی وقت پیش شروع شده بود که یک طرف علمدارش، آقا روح الله است و طرف دیگر اسلام آمریکایی. تکلیف با آمریکا و یهود مشخص است چون در آن جبهه شعار آنها واضح و مبرهن است. اما گیر این طرف قصه است ، هم ولایتی ها هم لباسی ها هم درجه ای ها و همه چیزی که در طول این هزارو چهار صد سال پیش خوردیم و از علی ابن ابی طالب ای که سال گذشته شناختمش، سال گذشته متوجه شدم پنج سال نبرد داخلی حکومت با قاستین ، مارقین و ناکثین یعنی چه؟ هشت سال دفاع مقدس و جنگ با عراق اون که به مانند جنگ آقا رسول الله (ص) برای آوردن و معرفی دین بود. اما تاسف برای موقعی است که در جبهه ای قرار می گیری که در مقابل فرزند خودت است (دخترت، پسر عمویت ، دوستانت و…) که چقدر سخت است و این مصمومیت هنوز که هنوزه وجود دارد، و در درون جامعه و خانواده ها وجود دارد . آخ از آن موقعی که تا به حال نکشیده بودی می رفتی جبهه و جنگ و وقتی که بر می گشتی مردم تکریمت می کردند و با استقبال از تو پذیرایی می کردند به آغوش ات می کشیدند.

اما سال گذشته خوب فهمیدی وقتی که علی (ع) از جنگ داخلی برگشت ، وقتی که زنها توی کوچه و پس کوچه به امیرالمومنین(ع) ها فحاشی می کردند که شوهرم رو کشتی ، پسرم رو کشتی و آقا سر به پایین می انداختن و جواب نمی دادند. شما کی متوجه شدید موقعی که بر ضد شما شعار می دادند " بسیجی ما مثل تو نیستیم پول بگیریم بایستیم" و شعار "ما اهل کوفه نیستیم " تو را زیر سوال می بردند.

وای از جنگ داخلی، سفارش کرند هم امیر المومنین و هم آقا روح الله که جبهه را گسترده کنید، بکشید درون کشورهای اسلام ، مرزها را فراتر از مرزهای خود ببرید چرا که امیر المومنین فرمودند که اگر جنگ رو نبرید خارج از مرزها تون باید توی کوچه و پس کوچه های خودتون جنگ داخلی بکنید. وقتی حرف های آقا روح الله رو گوش ندهیم اونوقت باید در داخل درگیرت کنند.

خوب قرار بود که این اتفاق بیافتد با یک شیب ملایم حذف تفکرات آقا روح الله و حذف خلف صالحش چرا که اگر اجرائیات دست ما باشد کار را تمام می کنیم.

اما این روند طبیعی از سوی مردم حزب الله پذیرفته نشد. بر اساس تمام گمانه زنی هایی که شد داستان از یک جایی دوباره برگشت. در انتخابات سوم تیر۸۴ بر اساس همه تحلیل هایی که در دانشگاه و در جامعه می زدند یا باید بر اساس آن شیب به معین رای داده می شد یا دوباره هاشمی بر سر کار می آمد. اما در ۳ تیر۸۴ ناباورانه یک نه بزرگ به جریان حاکم و قلدرمدارانه زر و زور وتزویر یک مشت محکم زده شد که باعث قافل گیری همگان شد.

اصلا کسی باور نمی کرد چرا که این رای مردم رای به احمدی نژاد نبود. در مقابل اون کسانی که کاندید شده بودند هر آدم دیگه ای می آمد که سالم بود و قیافش چروکیده تر از احمدی نژاد بود و یک برگ جرم اقتصادی و زد و بند اقتصادی نداشت و مهمتر از همه احیا گر تفکر آقا روح الله بود انقلابی تر از احمدی نژاد حرف می زد مردم قطعاً به او رای می دادند. در مقابل این تفکر، تفکرات انحرافی دیگری که قرار گرفته بود و چراغ سبزهایی که به آمریکا و حرف های دو پهلویی که می زدند که همگان در خاطرشان است.

مردم بعید می دانستند که تفکرات آقا روح الله دیگر در جامعه (مدارس، دانشگاه و حوزه ها) بر گردد. من نمی دانم که این آب از جوب رفته و با چه قدرت و با چه عنایتی برگردانده شد. ورق برگشت و تمام تحلیل هایی که داشتند اشتباه درآمد چون رفته بودند که کار را تمام کنند و قطعا اگر دوباره بر می گشتند کارشان را با آقا یکسره می کردند. پس در این چهار سال باید تصمیم می گرفتند اگر چه به تعبیر حضرت آقا که در همین قم خدمت شما فرمایش کردند که این روزها می فهمیم که از پانزده سال پیش برنامه ریزی کرده بودند که حضرت آقا در قم فرموده بودند و در این چهار سال با تحلیل های خود نشستند و داستان را بستند و کلید عمق فتنه با یک رمز تقلب در انتخابات گذشته، استارت را زدند و دیدیم که چه شد!

داستان در این هشت ماه فتنه ادامه پیدا کرد تا که رسید به داستان روز عاشورا، در قصه روز عاشورا آن اتفاق بزرگ افتاد و همه فهمیدند مسئله چیست وقتی شعار داده شد مرگ بر اصل ولایت فقیه ، تازه مردم فهمیدند که داستان چیست! اگر چه که باز هم حزب الله در صحنه بود اما خط مقدم سوراخ بود. دشمن با فاصله دو گام تا بیت رهبری قرار داشت و آن خیانت ها را کردند . نمی دانم برخی از آقایان منتظر چه هستند منتظر هستند که ادای مختار را دربیاورند؟ سر امام را ببرند بالای نیزه و در خیابان ها اهل بیت اش را بچرخانند ، بعدش چندین ماه بعد از توی شما مختار پیدا بشود . روزی که رهبر فریاد این عمار می زند آن روز وقت عمل است نه این که بعدش بیایید و ادای مختار را دربیاورید ، مختار به چه کار می آید؟

رهبر معظم انقلاب فرمودند که زیاد مانند مختار آمدند و شهید هم شدند اما فایده ندارد، حادثه عاشورا یک صبح تا ظهر است و هرکس هر جایی بود و رساند خودش را می تواند پای رکاب آقا اباعبدالله کربلا را درک بکند و زمانی که آن مقطع تاریخی گذشت باید تواب بشوی ، مختار بشوی و کار از کار تمام شده است.

و این تحصنات و این اعتراضات نشان می دهد که جامعه درک واقعی دارد و نمی خواهد دوباره ادای مختار را دربیاورد . موسوی کروبی و خاتمی کار به جایی رساند که برای اهدافشان رفتند به سراق پول های کثیف ، در چه جهتی؟ در جهت حمایت از انقلاب مصر؟ داستان به این حرفها ختم نمی شود این اتاق فکری که دارد جریان انقلاب را وارد این گونه مسائل می کند برای این آدم های احمق و آلزایمر گرفته داخلی نیست موسوی خاتمی و کروبی اصلا عقلشان به این حرفها نمی رسد احمق تر از این حرفها هستند و باید توجه کرد که مرکز و اتاق فکر فتنه برای امثال موسوی خوئینی ها ست و عوامل پشت پرده فتنه چه کسانی هستند؟ این چیزی است که ما از سیستم امنیتی و قضایی می خواهیم اگر ریشه فتنه را آشکار نکنیم دوره بعد انتخابات هم مردم همین کشور در سری بعد دوباره چهره هایی سرکار می آید و دوباره می گردند به دنبال کسی که سید باشد و عینکش قشنگ است و از فک و فامیل های امام خمینی باشد رای می دهد و دوباره روز از نو و روزی از نو...

این منشور روحانیت برای این روزها نوشته شده است که امام می فرمایند:" اینجانب کراراً گفته ام که روحانی نمای غیر مهذب و در غیر خط اسلام از ساواکی برای اسلام و جمهوری اسلامی خطرناکتر است و در هر صورت احمد در این باره از خط اسلام و خط روحانیت متعهد پیروی می کند و امید است که انشاءالله تعالی در این خط مستقیم که صراط الله است پایدار باشد" وصیت نامه رابرای این می نویسند که بگویند ما هوشیاریم . نمی خواهد به نام امام(ره) دو میلیارد پول بدهید برای ساخت فیلمی که نه امامش ، امام ماست و نه حتی فکر نکنم که امام شماها آلزایمر گرفته ها باشد از کجا می آورید همچنین پولهایی را خرج می کنید؟ اگر دروغ است بیایید تکذیب کنید مرد هستید تکذیب کنید شماها با این پول فیلم ساختید یا اینکه مانتوهای فیروزه ای خریدید برای کف خیابان ها و برای راه اندازی اغتشاشات، اگر شرف دارید تکذیب کنید...

سخنان امام خمینی هم در دانشگاه ها و هم در حوزه و صدا وسیما سانسور می شود و برخی ها نمی خواهند بگذارند که تفکر اسلام ناب که همان تفکر امام است گسترش پیدا کند چون سر سازش با ظلم و کفر را ندارد، که انشاء الله اگاهی ایجاد شده مقابل این جریان خواهد ایستاد
  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱٢/٢ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

موسوی خوئینی‌ها بیخود کرده!

 

مصطفی کواکبیان نماینده مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی دیروز طی مناظره‌ای با حجت‌الاسلام مجتبی ذوالنور، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در دانشگاه شاهد برگزار شد گفت: بعد از انتخابات 88 عده‌ای حکم ولی فقیه را نپذیرفتند که قطعا ما با آنها مخالفیم.

کواکبیان در ادامه سخنانش با اشاره به آشوب اسرائیلی 25 بهمن اظهار داشت:‌ بنده در کنگره حزب مردم‌سالاری موضع خودم را اعلام کردم و گفتم که کار برخی افراد درست نبود که بخواهند مردم را به خیابان فرا بخوانند.


* خوئینی‌ها بیخود کرده که گفته من ولایت فقیه را قبول ندارم

در ادامه این مناظره، حجت‌الاسلام ذوالنور، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با بیان اینکه بحث اصلی بین حرف تا عمل است، تصریح کرد: موسوی خوئینی‌ها می‌گوید ما روی اصل ولایت فقیه حرف داشتیم اما به خاطر امام نمی‌گفتیم که کواکبیان گفت؛ خوئینی‌ها این حرف را بیخود گفته است.


کواکبیان در واکنش به سخنان ذوالنور که گفت، موسوی خوئینی‌ها ولایت فقیه را قبول ندارد، اظهار داشت: هر کسی مسئول حرف خودش است و اگر کسی این حرف را زده بیخود کرده که گفته من ولایت فقیه را قبول ندارم.

* هر کسی که در مقابل حکم ولی فقیه باشد او را قبول ندارم

عضو فراکسیون اقلیت مجلس در ادامه و در پاسخ به سئوالاتی که از سوی دانشجویان مطرح شد، گفت: هر کسی که در مقابل حکم ولی فقیه باشد او را قبول ندارم و فرقی نمی‌کند که مصداق این موضوع چه کسی باشد.

* رهبری محاکمه سران فتنه را مصلحت نمی‌دانند


این نماینده مجلس با بیان اینکه رهبری محاکمه سران فتنه را مصلحت نمی‌دانند، گفت: تاکنون دستگاه قضایی چندین بار در خصوص جرم این عده سخن گفته است.


* شهید ژاله، شهید این نظام است


وی همچنین در خصوص حرف و حدیث‌های مطرح شده در خصوص شهید صانع ژاله افزود: من مطالبی در خصوص وی در سایت‌ها خوانده‌ام ولی به هرحال این جوان در حادثه 25 بهمن از دست رفت و بنیاد شهید هم وی را شهید می‌داند و وی واقعا شهید این نظام است.
  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱٢/٢ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

پایگاه اینترنتی مطالبه محاکمه سران فتنه راه‎اندازی شد


پایگاه اینترنتی "محاکمه " با هدف جمع‎آوری مطالبات کاربران اینترنت جهت دستگیری و محاکمه سران فتنه توسط جمعی از طلاب و دانشجویان جوان راه‏اندازی شد.  

 



پایگاه اینترنتی "محاکمه " با هدف جمع آوری مطالبات کاربران اینترنت جهت دستگیری و محاکمه سران فتنه توسط جمعی از طلاب و دانشجویان جوان راه اندازی شد.
این پایگاه با جمع آوری نظرات کاربران در فضای سایبری قصد دارد نتیجه مطالبات را به صورت نمودار در فضای مجازی منتشر و در اختیار قوه قضاییه قرار دهند.
این پایگاه با آدرس www.mohakemeh.com در دسترس کاربران قرار گرفته است
متن درباره مای سایت "محاکمه " به این شرح است: با گذشت 32 سال از نخستین بهار انقلاب اسلامی‌مان و 21 سال از فقدان خمینی کبیر، اما مفتخریم که هنوز آرمان‌هایمان، همان آرمان‌ها و افق‌ها، همان افق‌ها و گام‌های همت و تلاشمان در جهت قوت بنیان‌های انقلاب، هرروز مستحکم‌تر می‌شود.
رهنمودها، بشارت‌ها و تذکرات حضرت روح‌الله همچنان معیار شناخت و روشنای راهمان است؛ که گفت «. . . و از آنچه‌ در نظر شرع‌ حرام‌ و آنچه‌ برخلاف‌ مسیر ملت‌ و کشور اسلامی و مخالف‌ با حیثیت‌ جمهوری اسلامی است‌، به‌ طور قاطع‌ اگر جلوگیری نشود، همه‌ مسئول‌ می‌باشند . . .».
اکنون، پس از گذشت قریب به 2 سال از فتنه‌ای که با بی‌تدبیری عده‌ای بی‎بصیرت زمینه‌سازی شد و به‌مرور با جهالت سران فتنه بالا گرفت و، صبر و اغماضمان و فرصت‌دهی برای بازگشتشان راه به جایی نبُرد، با استناد به فرمایش حضرت امام، آبرو و عزت انقلاب اسلامی‌مان را اولی‌تر از هر مصالحه‌ای می‌بینیم و تقاضای محاکمه سران فتنه را داریم. ضمناً، باتوجه به حضور، فعالیت حامیان غرب‏شیفته‌ فتنه‌ اخیر در فضای سایبر و تلاش جهت هم‌سو ساختن موج اکثریت کاربران مجازی با حرکت فتنه‌ سبز، ثابت می کنیم که حامیان گروه فوق‌الذکر در ماه‌های اخیر به حداقل تعداد خود رسیده است 
  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱٢/٢ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

یک سازمان حقوق بشری:
رژیم قذافی درحال جنایت جنگی است

یک سازمان حقوق بشری با اشاره به کشتار وحشیانه مردم در لیبی اعلام کرد که رژیم قذافی درحال جنایت جنگی در شهر بنغازی است.


به نقل از شبکه الجزیره، سازمان حقوق بشری دوستان بشریت "FRIENDS OF HUMANITY INTERNATIONAL " در بیانیه‌ای اعلام کرد که حکومت معمر قذافی در حال انجام جنایت جنگی علیه مردم در شرق این کشور است.

این سازمان با تاکید بر ضرورت توقف کشتار مردم مختلف لیبی از جمله شهر بنغازی، خواستار مجازات رژیم قذافی شد.

سازمان بین المللی دوستان بشریت با اشاره به اینکه حکومت لیبی نیروهایی از کشورهای مختلف برای سرکوب اعتراضات داخلی استخدام کرده اعلام کرد که این اقدام جنایت جنگی است و دولت لیبی باید این جنایات را متوقف کند.

این موسسه حقوق بشری با اشاره به اینکه بیش از 200 نفر در شهر بنغازی با سلاح جنگی توسط نیروهای امنیتی قذافی به قتل رسیده‌اند، تاکید کرد که نیروهای وابسته به قذافی با مسلسل و دیگر سلاح‌های جنگی مردم را قتل عام می‌کند.

این نهاد بین المللی تاکید کرده که نیروهای مزدور قذافی از کمین کردن در مناطق مختلف مردم را هدف قرار می‌دهند و به سوی آمبولانس‌ها شلیک می‌کنند.

جنایات رژیم قذافی درحالی ادامه دارد که منابع بیمارستانی در لیبی همزمان با افزایش تلفات درگیری‌ها بین مردم و نیروهای امنیتی معمر قذافی در بیمارستان‌ها اعلام وضعیت اضطراری کردند.

بنا بر این گزارش اغلب افراد کشته شده از ناحیه قلب و شکم هدف قرار گرفته بودند و بیمارستان‌ها با کمبود خون و دارو مواجه هستند.

از سوی دیگر الجزیره با اشاره به کشتار مردم در خیابان‌های بنغازی اعلام کرد که 50 نفر از علمای دینی و روسای قبایل در لیبی به نیروهای امنیتی فتوا داده‌اند تا کشتار مردم را پایان دهند.
  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱٢/٢ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

ناکامی تیم‌های ترور و خرابکاری منافقین با هوشیاری نهادهای امنیتی

 

چند عملیات تروریستی عناصر نفاق در تهران که قرار بود در پوشش تجمع‌های غیرقانونی انجام شود، با هوشیاری نهادهای امنیتی و اقدام به‌موقع مأموران انتظامی خنثی شد.

به گزارش رجانیوز، گروهک منافقین قصد داشت در پوشش تجمع‌های غیرقانونی که فراخوان آن به‌طور گسترده از سوی رسانه‌های ضدانقلاب برای یکشنبه یکم اسفند داده شده بود، به‌عنوان بازوی عملیاتی این سناریو وارد فاز مسلحانه مقابله با نظام شود و پروژه کشته‌سازی‌ها را که در روز 25 بهمن با درایت خانواده‌های شهدا و مردم انقلابی عقیم ماند، بار دیگر کلید بزند.

در این زمینه، آنچنانکه رجانیوز ظهر روز گذشته (یکشنبه) به نقل از منابع امنیتی خبر داد تعدادی از تیم‌های ترور و خرابکاری منافقین وارد تهران شده بودند تا با همکاری تعدادی از خانواده‌های معدومین،‌ این ترورهای کور را انجام دهند که البته با افشای بخشی از این سناریو، ظاهراً جوخه‌های ترور برنامه تیر مستقیم را لغو کرده و فاز بمب‌گذاری را برای اجرا در نظر داشتند.

در عین حال،‌ روز یکشنبه در تهران با هوشیاری نهادهای امنیتی و انتظامی چند تیم خرابکار مسلح به ادوات تخریبی شناسایی و قبل از هر اقدامی بازداشت شدند.

سردار رادان جانشین فرمانده ناجا دو مورد مشخص از این بازداشت‌ها را اعلام کرد. وی گفت فردی مسلح به مواد تخریبی توسط ماموران نیروی انتظامی دستگیر شد. وی افزود: این فرد با به همراه داشتن مواد تخریبی قصد تخریب و ترور داشت که توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. رادان همچنین گفت: بسته حاوی مواد منفجره مجهز به چاشنی الکترونیکی و یک قبضه کلت کمری مجهز به صدا خفه کن در اطراف یکی از دانشگاه‌ها کشف شد.

دو تیم ترور مجهز به سلاح گرم نیز با هوشیاری ماموران امنیتی در میدان ونک دستگیر شدند. آرام بودن تهران و بی‌اعتنایی مطلق مردم به فراخوان ضدانقلاب از عوامل کمک‌کننده به نیروهای امنیتی برای ردیابی تیم‌های ترور و خنثی کردن عملیات‌های آن‌ها بوده است.

تیم‌های ترور و خرابکاری منافقین در روز 25 بهمن، پنج نفر از شهروندان را مورد هدف گلوله مستقیم قرار دادند که از میان آن‌ها، صانع ژاله و محمد مختاری به شهادت رسیدند.

گفته می‌شود حلقه وصل منافقین با جریان فتنه اردشیر امیرارجمند از نزدیکان موسوی است که در حال حاضر مدعی سخنگویی جریان فتنه به نمایندگی از موسوی است. جوان‌آنلاین به‌تازگی اطلاعاتی در مورد سوابق خانوادگی وی منتشر کرد که حاکی از ارتباطات عمیق او با منافقین است.

بر اساس این اطلاعات، مادر اردشیر، "افسر محرم زاده "هوادار منافقین بوده که هم اکنون در گذشته است. منصور امیر ارجمند برادر بزرگ اردشیر از منافقین فعال در بخش اطلاعات شهر استراسبورگ فرانسه است که قبل از انقلاب نیز توده ای و منزل وی در زمان فاز نظامی منافقین در اوایل پیروزی انقلاب جایگاه مخفی شدن تعدادی از سران منافقین بوده است.

اردشیر امیر ارجمند پس از جریان انتخابات سال 88 دستگیر و سپس با عفو و اغماض نظام جمهوری اسلامی آزاد شد. در این میان برادرش منصور، سعی داشته به کمک منافقین، فرزندان و همسر اردشیر را از ایران خارج کند اما منصور می گوید "می ترسم برای خانواده ام مشکلی توسط نظام ایجاد شود" و در نهایت به صورت غیر قانونی به ترکیه و از آنجا به استراسبورگ نزد برادرش می رود. همچنین خواهر بزرگ اردشیر امیر ارجمند، نازی کارمند حزب رستاخیر و لیلی امیر ارجمند از بستگان نزدیک وی منشی فرح پهلوی بوده است.

  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱٢/٢ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

عکس/قاتل شهید ژاله در یک قدمی اعدام

 

بای ذنب قتلت؟
 
 
 
منبع: وبلاگ آنتی مثلثیزم
  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱٢/٢ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

مجید جان! بالاخره دنبال چی هستین؟

 

در حالی که مردم در انتخابات و 22 بهمن و... بارها نشان داده اند که از نظام حمایت می کنند و مسوولان نظام و مجلس و ارکان نظام از ولایت فقیه حمایت می کنند چگونه امثال مجید محمدی به خود اجازه می دهند که اصل نظام را نشانه بگیرند ...

ملل نیوز به نقل از بولتن نیوز: مجید محمدی که در دوره اصلاحات در روزنامه های زنجیره ای مطالب می نوشت و اکنون در دانشگاه های آمریکا مشغول به کار است و در سایت ها ورسانه های ضد انقلاب فعالیت می کند، در مطلبی در خبرنامه گویا، با عنوان الزامات موفقیت دمکراسی خواهی در ایران، به دلایل اصلی عدم موفقیت جنبش سبز و فتنه گران پرداخته است .

مجید محمدی که ادعا می کند سی کتاب در جامعه شناسی و سیاست و فلسفه نوشته، همچون جنبش سبز و فتنه گران در تحلیل خود انسجام فکری ندارد و استراتژی مشخصی برای تحلیل مسائل منطقه و ایران نمی شناسد. زیرا با یک دو سه چهار کردن مطالب پراکنده و ارائه سه راهکار به صورت یک دو سه که بازهم از استراتژی مشخصی برای مسائل ایران برخوردار نیست به دنبال آن بوده که با دست پاچگی اتفاقات مصر و تونس را به ایران هم ربط دهد.

در حالی که همین پاراگراف های پراکنده و نامنسجم خود گویای آن است که مسائل ایران با تونس و مصر یکسان نیست و همان طور که مجید محمدی نیز در نوشته های خود آورده، در ایران عده ای که قبلا در قدرت بوده اند و نظام و قانون اساسی را با ظرفیت اصلاحات معرفی می کرده اند حالا به خاطر از دست دادن قدرت، یا به آمریکا و اروپا رفته و کشور را ترک می کنند یا اصل نظام را نشانه گرفته اند و یا انتخابات را زیر سوال می برند و ...

مجید محمدی که خود را طرفدار آزادی و دمکراسی غربی و حقوق بشر معرفی می کند یادآور شده که تنها راه موفقیت فتنه گران، برای برقراری آزادی و دمکراسی، توافق برای سقوط ولایت فقیه و اصل نظام جمهوری اسلامی است.

وی معتقد است نظام جمهوری اسلامی، ظرفیت و قابلیت اصلاحات را ندارد و باید راهکاری را انتخاب کرد که بدون خشونت، این حکومت تغییر کند.

وی دلایل شکاف و اختلاف و ناموفق بودن فتنه گران را عدم توافق بر سر اهداف جنبش در میان کسانی که در خیابان ها هستند معرفی کرد و افزود: عده ای به دنبال تغییر محمود احمدی نژاد و عده ای به دنبال سقوط ولایت فقیه بودند و برخی دیگر نیز خواستار آن بودند که سهم آنها در قدرت بیشتر شود و به دنبال تغییر رئیس جمهور و نظام نبودند. در حالی که در تونس و مصر همه به دنبال تغییر مبارک و بن علی بودند و تکلیف مشخص بود.

محمدی دلیل دوم را عدم ایستادگی در خیابان تا عقب راندن نیروهای بسیجی می داند و معتقد است که اگر موسوی می گفت که می مانم تا انتخابات باطل شود نتیجه ای دیگر می گرفتند.

وی دلیل سوم را حضور اصلاح طلبان در قدرت و نظام در دهه های گذشته می داند که به دنبال تغییر بنیان های نظام نبودند و موسوی و کروبی به دنبال دوران طلایی امام خمینی بودند. جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب شعارهای مردم در خیابان را قبول نداشتند و به این ترتیب، اجماع نظر در مورد حرکت ها وشعارها وجود نداشت.

به نظر محمدی، کشورهای غربی نیز از موسوی که طرفدار پرونده هسته ای و حمایت ازحماس و حزب اله  و منتقد صلح با اسرائیل است حمایت نمی کنند.موسوی و کروبی فاقد ظرفیت برای جلب اعتماد و حمایت بین المللی هستند.

به نظر مجید محمدی، توافق برای سقوط نظام جمهوری اسلامی، فراتر رفتن از رهبری موسوی و کروبی و کسانی که به  سهم خواهی در قدرت توجه دارند و سابقه مشارکت در نظام را دارند و اشغال بخش های عمومی توسط جوانان جنبش سبز می تواند در موفقیت جنبش موثر باشد.

تحلیل و ارزیابی  مطالب مجید محمدی روزنامه نگار فراری دوره اصلاحات، به خوبی نشان می دهد که فتنه گران از ابتدا استراتژی مشخص و رهبری قابل قبولی نداشته اند.

تمام مطالبی که مجید محمدی به آن اشاره کرده ثابت می کند که از منافقین که از ابتدای انقلاب معاند نظام بوده اند تا اصلاح طلبان و فتنه گران وعاشقان آزادی و لیبرالیسم.، هیچ اعتقادی به دمکراسی و آزادی،حقوق بشر و ... ندارند و حتی همان آزادی و دمکراسی غربی مورد انتقاد ما را نیز درک نکرده اند و در نتیجه از منطق و زبان مذاکره و گفت و گو و بیان دیدگاه مبتنی بر مردم سالاری، حقوق بشر و ادبیات دنیای امروز برخوردار نیستند.

در نتیجه استراتژی و رهبر مشخصی ندارند، یک روز مسعود رجوی، روز دیگر موسوی و کروبی را رهبر می شناسند. یک روز دیگر اصلاح طلبی، یک روز هم  اصل نظام را هدف خود قرار می دهند.

یک عده دنبال قدرت هستند، یک عده هنوز نظام را با قانون اساسی واصلاحاتی که سهم آنها را در قدرت حفظ کند و رای مردم را به نوعی زینت دمکراسی کند می پذیرند، یک عده با آمریکا و اسرائیل مخالفند چون در داخل، کاربرد دارد. یک عده آمریکا و اسرائیل را قبول دارند و حتی به اروپا و آمریکا سفر می کنند زیرا از طرف آنها به ظاهر حمایت می شوند و با آمریکا هم منافع هستند تا به خیال خود، درآینده در مورد تقسیم منافع مذاکره کنند

خلاصه آن که بسیاری از افراد چون مجید محمدی، بدون آن که انسجامی در تفکر خود و ارائه راه حل برای جامعه ایران داشته باشند، قبلا از اصلاحات می گفتند چون در قدرت بودند و خاتمی رئیس جمهور بود اما حالا نظام جمهوری اسلامی را سد راه خود می دانند و در کل نمی دانند دنبال چه هستند. تنها می دانند آن چه موجود است مطلوب آنها نیست و برای مردمی که انتظار دارند در خیابان ها بمانند نیز هیچ توضیحی ندارند که قرار است چه ارمغانی برای مردم بیاورند.

وقتی این گروه ها و افراد تا این حد از هم گسیخته و پر از اختلاف هستند چگونه می خواهند راهکار مشترکی  برای مسائل ایران و منطقه بیابند و مردم ایران که به آنها اعتماد ندارند در کجای این  راهکار و تفکر سیاسی قرار دارند؟

آنها که از حالا قواعد دمکراسی را نمی شناسند و قبول ندارند و به خواست مردم بها نمی دهند و تنها به دنبال قدرت با هر شیوه و وسیله ای هستند چگونه می خواهند مردم را راضی کنند تا در خیابان ها بمانند.

در حالی که مردم در انتخابات و 22 بهمن و... بارها نشان داده اند که از نظام حمایت می کنند و مسوولان نظام و مجلس و ارکان نظام از ولایت فقیه حمایت می کنند چگونه امثال مجید محمدی به خود اجازه می دهند که اصل نظام را نشانه بگیرند و در حالی که اعتراض علیه انتخابات ریاست جمهوری با حمایت مردم مواجه نشد و مردم در خیابان نماندند چگونه انتظار دارند که مردم بر علیه اصل نظام در خیابان ها باقی بمانند و چگونه انتظار دارند که وفاداران نظام ساکت بمانند؟

حوادث بعد از انتخابات ریشه های مختلفی داشت و تنها به انتخاب دکتر احمدی نژاد ختم نمی شد و به تدریج با دخالت قدرت های خارجی و رسانه های غربی و... عده ای وارد عرصه شدند که نه تنها تغییر رئیس جمهور که تغییر نظام را خواستار شدند و انتخابات تنها بهانه آنها بود.

 

 کسانی مانند کروبی و موسوی گول حمایت های دیگران را خوردند ودر حالی که تشنه قدرت بودند و به مقام فکر می کردند، در دام مخالفان و معاندان نظام افتادند و به تدریج متوجه شدند که کسانی که در خیابان هستند از آنها عبور کرده اند و شعار سقوط نظام و ولایت فقیه و اصل نظام را می دهند.

برخی احزاب نیز که شعارهای خیابان ها و فتنه گران را درست نمی دانستند نیز در دام دشمنان افتادند و به تدریج فهمیدند که فتنه گران و منافقان از آنها عبور کرده اند و آمریکا و اسرائیل و دشمنان کشور، اصل نظام را هدف گرفته اند.

 مجید محمدی باید به این پرسش پاسخ دهد که شما زمانی در روزنامه های اصلاح طلب می نوشتید و در آن زمان سید محمد خاتمی  8 سال رئیس جمهور بود و قبل از آن 8 سال قدرت در دست هاشمی و کارگزاران بودند  و یک دوره 8 ساله نیز موسوی نخست وزیر بود، شما چرا آن زمان نظام جمهوری اسلامی را غیر قابل اصلاح نمی دانستید؟ نوشته های روزنامه های اصلاح طلب پر از نوشته های شما و همفکران شماست که دائم از اصلاحات و ظرفیت قانون اساسی سخن می گفتید.

چرا آن زمان که دوستان و همفکران شما در قدرت بودند سکوت کردید.؟

آیا این نحوه عملکرد شما و همفکران شما نشان نمی دهد که تنها به قدرت فکر می کنید؟ زیرا حال که ناامید از کسب قدرت هستید و مردم با رای خود شما را کنار زدند، به فکر سفر به آمریکا افتاده اید و نظام را غیر قابل اصلاح معرفی می کنید.

بسیاری از کسانی که در 24 سال قبل از دولت احمدی نژاد، در قدرت بوده اند همواره نظام جمهوری اسلامی را بهترین نظام مردم سالاری دینی معرفی می کردند و موسوی ملت ایران را با ایمان ترین ملت دنیا می شناخت. چگونه است که حالا به انتخاب و اراده مردم در انتخابات و حضور در راهپیمایی 22 بهمن و استقبال و حمایت از مسوولین احترام نمی گذارید؟

آیا همه گفته ها و عملکرد شما ثابت نمی کند که به خاطر نداشتن سهم از قدرت، از اصلاح طلب به معاند تبدیل شده اید؟

موسوی و کروبی و احزاب مختلف اصلاح طلب مانند مجاهدین انقلاب و مشارکت، نیز که حالا ناامید از کسب قدرت، مذاکره با مسوولین و اردو کشی هر روزه و بدون مخالفت مردم به خیابان ها شده اند، تنها راه خود را همراهی با فتنه گران، حضور در خیابان ها بدون مجوز قانونی و نشانه گرفتن ارکان نظام و... دیده اند.

از آن جا که فتنه گران و منافقان از عملکرد اولیه احزاب اصلاح طلب و رهبری موسوی و کروبی عبور کرده اند، شعارها به جای " یاحسین میرحسین" به سمت نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه تغییر یافته است.

  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱٢/۱ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

حذف منافقین از لیست گروه های تروریستی برای حمایت فتنه

 

کنگره آمریکا برای حمایت هر چه بیشتر از اغتشاش گران، نام منافقین را از فهرست گروههای تروریستی حذف می کند و تحریم های جدیدی علیه ایران اعمال می کند.

ملل نیوز به نقل از  مشرق، کنگره آمریکا قصد دارد نام منافقین را از فهرست گروههای تروریستی وزارت خارجه اش حذف کند تا اغتشاش گران داخلی در ایران بتوانند بدون برچسب ارتباط با منافقین به آشوب طلبی و تلاش در جهت مطامع آمریکا ادامه دهند.
بدین منظور در 17 فوریه 2011 یکی از اعضای کنگره آمریکا به نام فیلنر (نماینده دموکرات ایالت کالیفرنیا) پیشنهاد قطعنامه 94 علیه ایران را داد؛ قطعنامه ای که خواستار پایان بخشیدن به آنچه که خشونت، دستگیری، شکنجه، بدرفتاری با شهروندان نامیده و همچنین آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی در ایران است.
همچنین این قطعنامه، دولت آمریکا را ملزم می کند که آنچه موارد نقض حقوق بشر در ایران نامیده را محکوم کند و «از تلاشهای مردم ایران برای حرکت به سوی دموکراسی» حمایت کند و نام سازمان مجاهدین خلق ایران را از فهرست سازمانهای تروریستی خارجی وزارت خارجه حذف کند چراکه دولت ایران از آن به عنوان مستمسکی برای سرکوبی معترضان و مخالفان استفاده می کند.
همچنین این قطعنامه، رئیس جمهور آمریکا را ملزم می کند که تحریمهای بیشتری را علیه ایران و هر فرد یا موئسسه ای که با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همکاری می کند اعمال کند و از رئیس جمهور آمریکا می خواهد که متحدان آمریکا و سایر کشورها را تشویق کند اقدامات لازم جهت جلوگیری از دسترسی بانکها و موئسسات مالی ایران (که درگیر فعالیتهای هسته ای و حمایت از گروههای تروریستی هستند) به نظام مالی بین المللی را صورت دهند.
در حال حاضر این قطعنامه به کمیته امور خارجه ارجاع داده شده است.

  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱٢/۱ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

راهکار مناسب قطع تنفس مصنوعی جریان فتنه

 

فعالان سیاسی و امنیتی معتقدند حصر خانگی موسوی و کروبی با توجه به تلاش های گسترده محافل بیگانه از جمله صهیونیست ها برای استفاده ابزاری از آنان، می تواند گزینه مناسبی برای بستن آخرین فضای تنفس جریان فتنه باشد؛ تنفس مسمومی که در ماه های اخیر تنها با دلارها و برنامه های صهیونیستی و آمریکایی ادامه کرده است.

ملل نیوز به نقل از شبکه ایران: روز 25 بهمن 89 وقوع یک‌سری تجمعات پراکنده افراد ضدانقلاب که در پوشش حامیان میرحسین موسوی ظاهر شده بودند، سبب شد تا علاوه بر ترافیک سنگین در این معابر که موجب زحمت مردم و اخلال در زندگی عادی آنان شد، رسانه‌های خارجی و مخالف جمهوری اسلامی ایران را هم به شادمانی واداشت.

اگرچه این افراد تحت هدایت میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دست به جنایات بزرگتری هم مانند هتک حرمت روز عاشورای حسینی و همچنین پاره کردن عکس بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران زده بودند اما اقدام جدید آنان در روز 25 بهمن سبب شد تا همه سیاسیون حتی خواصی که تاکنون سکوت کرده و با انتقادات گسترده مردم روبرو شده بودند هم نسبت به این اقدام موضع بگیرند و آن را محکوم کنند.

اگر از آقای هاشمی رفسنجانی که این روزها متهم است در جایگاه تکیه‌گاه فتنه‌گران قرار گرفته صرفنظر کنیم، تقریبا تمامی بزرگان اهل سیاسیت کشور خواستار محاکمه فوری و برخورد قاطع با این افراد شده‌اند؛ رویکردی که به نظر می‌رسد پایان کار این افراد را نزدیک‌تر خواهد کرد.

حرف مردم یک کلام؛ محاکمه والسلام

اما آنچه در این میان سبب شده تا فعالان سیاسی از مرگ قطعی سران فتنه خبر دهند، خواسته عموم مردم است؛ مردمی که در روزهای اخیر و در راهپیمایی‌های متعدد خود صریحا خواستار برخورد و محاکمه این افراد شده و آنان را مسبب جنایت‌های دو سال اخیر و همچنین به شهادت رسیدن دو نفر از هموطنانمان در 25 بهمن می‌دانند.

کسانی که بر خلاف قانون عمل نمایند و دست به اقدامات خرابکارانه بزنند، در همه کشورهای دنیا موظف به پاسخگویی در برابر اعمال خود هستند و در صورت اثبات جرم، به شدت با آنان برخورد می‌شود. سران فتنه در ایران هم از این مساله مستثنی نیستند.

از سوی دیگر، حمایت صریح و رسمی گروهک‌های تروریستی و ضدانقلاب به همراه سلطنت‌طلب‌های تابلودار و فرقه‌های ضاله مانند بهاییت از فتنه‌گران یکی از موضوعاتی بوده که اگرچه از سوی موسوی و کروبی به صراحت مورد تایید قرار گرفته و آنان با آنچه اسلامی رحمانی نامیده اند، به نظر می رسد حتی با کفار و ملحدین هم مشکلی ندارند. حضور همه دشمنان به طور عینی در آشوب‌های پراکنده 25 بهمن نیز دیده و سبب شد که از حوادث این روز به عنوان "آشوب اسرائیلی" نام برده شود.

البته برخی از صاحب‌نظران معتقدند برخورد قانونی و قضایی با این افراد نه از جهت تنبیه به منظور تغییر روش بلکه به این منظور است که امثال کروبی و موسوی و حامیانشان همانند بنی‌صدر، منافقین و سایر معاندان و مخالفان انقلاب اسلامی تبدیل به درس عبرتی برای آیندگان این سرزمین تاریخی شوند، دارای ضرورت است.

سران فتنه و کارمندی رسمی برای کاخ سفید

انقلاب مردم مسلمان مصر در ماه اخیر حسنی مبارک، دیکتاتور متحد غرب و صهیونیست ها، را از این کشور فراری داد اما آنچنان که تحلیلگران می گویند این تنها بخش نخست از انقلاب مردم مصر بوده است چرا که دولت موقت پس از مبارک همچنان مهره های منتخب او هستند.

این کارشناسان معتقدند ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در تلاشند تا با مصادره انقلاب مردم مصر حکومت آتی این کشور را هم همسو با مطالبات خود تاسیس و هدایت کنند اما حضور مصری ها در صحنه و نگاه ویژه افکار عمومی دنیا به انقلاب مصر مانعی بزرگی برای تحقق هدف این دو متحد رژیم مبارک محسوب می شود.

این واقعیت موجب شده سیاستمداران غربی و صهیونیستی به فکر ایجاد محوری ثانویه برای انحراف افکار عمومی و کاهش فشارهای آنان باشند.

به گفته برخی منابع خبری، سران آمریکا و رژیم صهیونیستی معقدند اگر این رویداد ثانویه در کشوری مثل ایران ایجاد شود مصداق مثل "یک تیر و دو نشان" خواهد بود، زیرا با این اقدام علاوه بر اینکه می توان جمهوری اسلامی را به عنوان دشمن اصلی واشنگتن و تل آویو و نیز حامی اصلی ملت مصر تحت فشار گذاشت که استراتژی مصر هم با مانع کمتری به سرانجام می رسد.

در همین راستاست که گفته می‌شود تحرکات اخیر سران داخلی فتنه در ایران به ویژه در 25 بهمن، دیکته شده - با واسطه یا بی واسطه - محافل غربی و صهیونیستی و زمینه سازی برای اهداف منطقه ای آن‌هاست. البته غربی‌ها پیش‌تر و در جریان فتنه 88 حمایت گسترده‌ای از جریان فتنه کرده‌اند.

پاشنه آشیل فتنه، کسب دستور از بیگانگان است

البته ارتباط با بیگانگانی که دشمن آشکار ایران و اسلام هستند، بیشتر از آنکه باعث قوت فتنه‌گران باشد، موجب ضعف آنان شده است؛ چرا که از یک سو ماهیت واقعی آنان را در خیانت به آرمان‌های انقلاب و ضربه زدن به استقلال کشور را اشفا کرده و از دیگر سو سبب شده تا به محض قطع ارتباط میان آن‌ها با حلقه حمایتی خارج از کشور، به شدت میزان تاثیرگذاری آن‌ها را کاهش بدهد و سبب شود تا حتی دیگر شاهد تحرکات پراکنده‌ای مانند 25 بهمن هم نباشیم.

در همین راستاست که فعالان سیاسی و امنیتی معتقدند حصر خانگی موسوی و کروبی با توجه به تلاش های گسترده محافل بیگانه از جمله صهیونیست ها برای استفاده ابزاری از آنان، می تواند گزینه مناسبی برای بستن آخرین فضای تنفس جریان فتنه باشد؛ تنفس مسمومی که در ماه های اخیر تنها با دلارها و برنامه های صهیونیستی و آمریکایی ادامه کرده است.

  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱٢/۱ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

 

فجر سینما جولانگاه معترضان و عناصر مساله دار

 

اما شمقدری اوج خوش خدمتی خود را در مراسم اختتامیه و اهداء جوایز برندگان نشان داد و با دادن بیشتر جوایز این دوره به افرادی خاص عملا نشان داد این دوره از جشنواره به جولانگاه معترضان و افراد مساله دار تبدیل شده بود.در حالی که در کنار آثار سطحی این جشنواره مانند فرزند صبح آثار قوی و موثری مانند سی و سه روز و آلزایمر و غیره وجود داشت . . .

 

 بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر هم با همه حرف و حدیث هایی که در پی داشت به پایان رسید و مولود سینمایی انقلاب اسلامی وارد دهه سوم عمر خود شد. جشنواره فیلم فجر در طی 30 سال گذشته به ویترین سینمای ایران تبدیل شده است و از دریچه همین جشنواره بیشتر فیلم های درخور توجه فیلم سازان ایرانی، به مردم و حتی جشنواره های بین المللی ارائه شده است. جشنواره فیلم فجر که از چهاردهمین سال تولد خود به صورت بین المللی فعالیت کرد در طول حیات خود و در مقاطع مختلف تاریخ جمهوری اسلامی دستخوش تغییرات و اعمال نظرهای شخصی و گروهی شده است.همچنین در مقاطع مختلف مانند جنگ تحمیلی، دوران سازندگی، دوران اصلاحات و در حال حاضر هم در دولت عدالت محور نهم و دهم جشنواره فیلم فجر با جهت گیری های مدیران وقت سینمایی کشور هدف های متفاوتی را در پیش گرفته است. چه اینکه در دوران اصلاحات این جشنواره بدترین دوران خود را گذراند و به سمت ابتذالی غیر قابل باور سوق پیدا کرد .

اما با استقرار دولت نهم و ادامه آن در دولت دهم که آرمان های اصلی انقلاب اسلامی به سیاست اصلی کشور تبدیل شد جشنواره فجر هم در مسیر خواسته های انقلاب از سینما، به عنوان یک ابزار کارآمد برای توسعه قرار گرفت. در چهار سال اول که محمد رضا جعفری جلوه سیاست گذار اصلی سینمای ایران بود بیشتر وقت سینما صرف جمع کردن بی بند و باری های به وجود آمده در زمان دولت هشتم شد اما با استقرار دولت دهم و حضور جواد شمقدری به عنوان فردی نزدیک به رئیس جمهور و با سابقه فیلم سازی ارزشی انتظار می رفت روند پیشرفت سینما به سوی جایگاه اصلی خود سرعت بیش تری بگیرد اما ظاهرا آقای شمقدری خیلی اهل تسامح و دوستی و جذب افراد مطرود بود چرا که بعد از به دست آوردن ردای معاونت سینمایی وزارت ارشاد،  در این معاونت را به روی همه مخالفان و توقیف شده ها گشود. البته شمقدری قبلا هم نشان داده بود که با چنین تفکری آمده است چرا که با پادرمیانی در قضیه رفع مشکل فیلم درباره الی در زمانی که وی مشاور هنری احمدی نژاد بود هم تلاش کرده بود کسی را از خود نرنجاند، اما به راستی این جذب به چه قیمتی باید باشد؟

بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر در حقیقت جلوه اصلی مدیریت شمقدری در سینما به حساب می آید زیرا در سال گذشته به دلیل حضور جدید وی در وزارت ارشاد و همچنین حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری جشنواره از بازده خاصی برخوردار نشد.حال این جشنواره می توانست همه تلاش های یک ساله آقای معاون و فیلم ساز سابق را  به منصه ظهور برساند اما متاسفانه روند مدیریت بر این جشنواره و حضور فیلم ها و افراد مساله دار نتوانست انتظارات را از کارگردان توفان شن برآورده کند. اولین بحث جنجالی جشنواره 29 در مراسم افتتاحیه و تقدیر از مسعود کیمیایی کارگردان مساله دار سینما پدیدار شد که وی در همان مراسم در کمال وقاحت از جعفر پناهی کارگردان بدنام سینما حمایت کرد. کیمیایی در حالی تقدیر می شد که در بعد از انقلاب فیلم قابل توجهی نساخته است و همه فیلم های او دارای نوعی نگاه اعتراضی و جهت دار است و از پایین ترین تکنیک های سینما برخوردار است.

نکته دیگر حضور فیلم هایی سخیف و مبتذل مانند سعادت آباد و پرتقال خونی در جشنواره فجر امسال است . فیلم هایی که محصول تایید وزارت ارشاد دولت دهم است و در آن مبتذل ترین حرکات و دیالوگ ها به نمایش در می آید و روابط زنان و مردان نامحرم عادی جلوه داده می شود و دیالوگ های مبتذل آن واقعا شرم آور است اما نکته اوج کار آن جایی است در این دو فیلم اشاره شده و چند فیلم دیگر جشنواره امسال مانند جدایی نادر از سیمین و . . . بازیگران زن و مرد به راحتی با هم دست می دهند و دیالوگ های سخیف می گویند که میتواند نکته ی تاریخی در کارنامه جواد شمقدری باشد. همچنین فیلم های این دوره از جشنواره از کم ترین اغناء در فیلم نامه هایشان برخوردارند که خود نشان از بی برنامه بودن سینما و ساخته شدن فیلم ها به صورت سرسری است .
تا جایی که فیلم تحسین شده این دوره دارای یک فیلم نامه ساده خطی و بدون هیچ اغناء خاصی بوده است. معلوم نیست اگر فیلم هایی مثل سی و سه روز، آلزایمر، سیزده 59 و . . . نبود واقعا چه بر سر این دوره جشنواره می آمد و باید رسما آن را جشنواره ای مبتذل می نامید. جشنواره ای که داور مساله دار داشت ، کارگردان مبتذل داشت، بازیگران حاشیه دار داشت و حتی مشکلات و بی برنامه گی های زیادی هم داشت که از بازگو کردنش عبور می کنیم.
اما شمقدری اوج خوش خدمتی خود را در مراسم اختتامیه و اهداء جوایز برندگان نشان داد و با دادن بیشتر جوایز این دوره به افرادی خاص عملا نشان داد این دوره از جشنواره به جولانگاه  معترضان و افراد مساله دار تبدیل شده بود.در حالی که در کنار آثار سطحی این جشنواره مانند فرزند صبح آثار قوی و موثری مانند سی و سه روز و آلزایمر و . . . وجود داشت تنها به دلیل اینکه افراد و رسانه ها به جایزه نگرفتن مسعود کیمیایی طی 30 سال گذشته از جشنواره فجر پرداخته بودند سیمرغ بهترین فیلم جشنواره به فیلمی رسید که حرفی برای گفتن نداشت و با موسیقی پر شده بود و خب از نظر داوران و مسئولان هم ظاهرا به دلیل شناخت خوب مسعود کیمیایی از موسیقی !(به هر حال او همسر دو تن از بدنام ترین خوانندگان زن قبل از انقلاب بوده است) و برای راضی کردن این کارگردان مشکل دار همیشه معترض به وی اهدا شد.
در بخش بهترین بازیگر زن داوران که در حلقه خود فردی مانند علی معلم مشاور ویژه کروبی را می دیدند جایزه اصلی خود را به ویشکا آسایش بازیگر حامی جنبش سبز که در سال گذشته جزء هنرمندان امضا کننده بیانیه حمایت از فتنه انگیزی اغتشاش گران بود اهدا کردند و در بخش بازیگر زن مکمل نیز به دلیل بازی سراسر مبتذل مهناز افشار در فیلم سعادت آباد او را شایسته پرواز با سیمرغ دانستند. همچنین در همین بخش هم دیپلم افتخاری را به ساره بیات اهدا کردند تا در بازی های بعدی اش هم همینطور دست مردان را بگیرد و توی سرشان بزند و راحت باشد . در بخش بازیگر مکمل مرد ظاهرا داوران برای راضی کردن بازیگری که در فیلم غیر قانونی بهمن قبادی بازی کرده بود و در مصاحبه های زیادی نسبت به نگرفتن سیمرغ در طی 11 سال گذشته اعتراض کرده بود سیمرغ را به حامد بهداد اهدا کردند تا بتوانند این همیشه معترض و مغرور سینمای ایران را نیز راضی نگه دارند .
در بخش های دیگر نظیر فیلم نامه بهترین کارگردانی و . . . نیز داوران تنها به دلیل اسم اصغر فرهادی همه جوایز را به فیلمی دادند که حرفی برای گفتن نداشت و موضوع آن بارها در سینمای ایران به آن پرداخته شده بود و فقط با حواشی قابل ملاحظه ازجمله توقیف توانست اسم شاهکار را برای خود به همراه بیاورد و سیمرغ های پی در پی را برای دوست صمیمی جعفر پناهی و حامی برجسته  او درو کند.البته داوران در این بخش هم نگذاشتند دل آقای مهرجویی که همیشه در مصاحبه بر ضد نظام پیشقدم هستند و حامی اصلی سران فتنه در حوادث سال گذشته بوده است هم بشکند، به همین دلیل هم با جایزه ویژه ای از او تقدیر کردند.

متاسفانه در این میان فیلم ها و فیلم سازان ارزشی ما جایی برای دیده شدن نداشتند چون ظاهرا در دولت سینمایی آقای شمقدری یا باید مواضع ایرج قادری را داشته باشی که فیلم توقیف شده 30 سال پیشت روی پرده سینما برود و یا با مخالفین و معاندین نظام همسو و هم گفتار باشی که دیده شوی پس به جمیع فیلم سازان ارزشی عرض می کنیم که بی خیال وقت تلف کردن برای نوشتن فیلم نامه و داشتن جلوه های ویژه و تصویربرداری و  خلاصه این جور کار های غیر ضروری باشند و با آوردن یک دختر و پسر ترجیحا ستاره و با یک داستان آبکی و البته کمی حواشی لااقل دیده شوند.

در پایان به نکاتی از 32 سال مبارزه نیروهای ارزشی در صحنه سینما باید اشاره کنیم که متاسفانه بخاطر استحاله اکثر کسانی که با کار ارزشی و فعالیت ارزشی در سینما شروع کردند و در ادامه خود بازیگر و حامی اصلی سینمای مبتذل و دور از ارزشهای اعتقادی مردم شدند.

امروز درد نیروهای ارزشی از افرادی همچون ایرج قادری و مسعود کیمیایی و فاطمه معتمد آریا و دهها هنرپیشه و کارگردان مسئله داری که رویکردشان نه در مسیر دغدغه های اصلی مردم و متحول کردن فرهنگ جامعه از طریق ساخت فیلم ، که اتفاقا به نوعی در ساخت فیلم هدف استحاله فرهنگی انقلابیون ، مردم و دور کردن آنها از ارزشهای اعتقادی و انقلابی به سمت جامعه ای بی تفاوت به ابتذال و همراه با ناتوی فرهنگی و سیاستهای فرهنگی دشمنان نظام مد نظر می باشد ، نیست درد نیروهای ارزشی و خانواده های اصیل و متدین این کشور از آنهایست که داعیه دار مبارزه با این ابتذال بودند و خود امروز استحاله پیدا کرده اند و بجای تلاش برای ساخت فیلمهایی با مضامین اخلاقی و اعتقادی و با رویکرد  دینی و پرداختن به دغدغه های مردم برای فیلمهایی هورا می کشند که مروج ابتذال و ارتباط غیراخلاقی و فحاشی به نظام و ارزشهای دینی و ... می باشد امروز درد مردم و انقلابیون این سرزمین از مسئولینی است که دیگر نفس به نفس انقلاب و ارزشهای آن نمی دهند درد ما از مسئولینی هست که اتفاقا هم ریش دارند و هم دکمه های پیراهنشان را تا زیر چانه بسته اند اما ریشه ندارند چون ریشه هایشان در سینمای مبتذل خشکیده و دیگر معرفتی از دین ندارند.

امروز در سینمای ایران ابتذال رواج دارد سینمای امروز ما بدنبال هنر نیست به دنبال هجو  و ابتذال است و آقای شمقدری نه تنها نتوانست نیاز ارزشی و اعتقادی مردم را در مدیریت صحیح سینمای ایران اعمال کند بلکه خود و تیم مدیریتیش به همراهی سیل خانه خراب کن ابتذال در سینمای ایران جشنواره بیست و نهم فجر را مدیریت کرد، هر چند بر اساس شنیده ها سیاستهای اصلی اینگونه مدیریت سخیف در جایی دیگر قرار دارد اما امروز متاسفانه شمقدری و تیم همراه او سکاندار این مدیریت از طرف دولت اصولگرای دهم به عنوان نماینده مردم انقلابی می باشد و بازهم متاسفانه برخلاف تصوری که می بایست داشته باشیم این بخش بخاطر همان استحاله در سینمای مبتذل هرگز با بدنه اعتقادی اصول گراها همراه نبوده و نیست و همین جا بخاطر اعتقادی که به شخص رئیس جمهور و دغدغه های ناب او داریم از ایشان می خواهیم  فکری اساسی در خصوص این معضل بزرگ فرهنگی بکند چرا که اعمال مدیریت صحیح و پاک بر سینمای ایران می تواند نقش بسیار مهمی در ساخت فرهنگ مردمی و صحیح در جامعه بازی نموده و در این مسیر می تواند بسیاری از نقشه های فرهنگی دشمن را خنثی و نابود سازد.

  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱۱/۳٠ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

 

موسوی و کروبی مفسد فی‌الارض‌اند

 

مدیر مسئول روزنامه کیهان گفت: مطابق قوانین جاری اسلامی موسوی و کروبی مفسد فی الارض هستند چرا که تلاش کردند به عنوان ستون پنجم امریکا و انگلیس علیه مردم کشورمان فعالیت کنند.

 

حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در حاشیه راهپیمایی نمازگزاران تهرانی در گفتگویی کوتاه با خبرنگاران درباره محاکمه سران فتنه گفت: مطابق قوانین جاری اسلامی موسوی و کروبی مفسد فی الارض هستند چرا که تلاش کردند به عنوان ستون پنجم آمریکا و انگلیس علیه مردم کشورمان فعالیت کنند لذا حکم آنها در قانون مجازات اسلامی معین است.

وی افزود : موسوی و کروبی ابتدا باید در دیدگاه عمومی محکوم می‌شدند که با عملکرد منافقانه آنها این اتفاق تحقق پیدا کرد و امیدواریم در آینده نزدیک دستگیری آنها توسط قوه قضاییه صورت بگیرد.

 


قطعنامه پایانی راهپیمایان تهرانی:
موسوی و کروبی مفسد فی‌الارض هستند و باید به سزای اعمالشان برسند

 متن کامل قطعنامه پایانی تجمع امروز جمعه 29 بهمن 89 نمازگزارن تهرانی در محکومیت اغتشاشات 25 بهمن فتنه گران در تهران به شرح ذیل است:

در حالی که انوار تابناک انقلاب اسلامی و پژواک فریادهای دشمن‌شکن و ضداستعماری و استبدادی نهضت ملت بصیر و آزادیخواه ایران به رهبری پربرکت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) با در نوردیدن مرزهای جغرافیایی و سیاسی، آزادی و رهایی ملت‌های مسلمان منطقه و جهان را نوید می‌دهد و بارقه‌های بیداری اسلامی با رویش جوانه‌های انقلاب در اقصی نقاط عالم ارکان سلطه نظام استکبار جهانی را به لرزه افکنده است، عمله‌های سیاسی آمریکا و رژیم اشغالگر اسرائیل که بقاء خویش را در ادامه فتنه‌گری می‌بینند برای اثبات نوکری و وابستگی خود با فراخوانی مذبوحانه و دعوت از مشتی منافق و تفاله‌های سلطنت طلب و اوباش ضدانقلاب برای ایجاد اغتشاش در بیست و پنجم بهمن ماه با هدف خوشنودسازی بیگانگان و امید دادن به دشمنان دین و ملت و فراهم کردن خوراک تبلیغاتی برای رسانه‌های بیگانه و شبکه‌های صهیونیستی و آمریکایی کوشیدند تا با انتقام‌گیری از استقامت و استواری ملتی بصیر که با تکیه بر مواضع هدایت‌گرانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دفاع از اصول و آرمان‌های ارزشی انقلاب اسلامی جریان نفاق و برانداز را در نهم دی و بیست و دوم بهمن سال 88 در گورستان خشم و نفرت خود دفن نمود.

فضایی از رعب و وحشت را برای سرپوش نهادن به شکست‌های پی در پی و مفتضحانه اربابان خارجی خود و کم سو نمودن فروغ بیداری اسلامی در منطقه ایجاد نمایند اقدام رذیلانه‌ای که برگ ننگین دیگری را بر پرونده سراسر سیاه و خائنانه سران فتنه و جبهه نفاق نوظهور افزود.

اکنون در آستانه ایام ولایت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی و آغاز هفته وحدت ما شرکت کنندگان در این تظاهرات اعتراض آمیز در اوج خشم و نفرت نسبت به فتنه‌افروزی و وحدت شکنی جریان نفاق نوظهور و همصدایی سران فتنه با معاندان شناخته شده انقلاب و نظام اسلامی مواضع انقلابی خود را با ندای توحیدی الله اکبر اعلام می‌داریم:

1- حماسه‌سازان شگفتی آفرین بیست و دوم بهمن، سناریوی دروغین حمایت از مردم مصر و دعوت سران فتنه برای ایجاد هرج و مرج و اغتشاش در بیست پنجم بهمن ماه را تلاشی مذبوحانه برای محو حلاوت و شیرینی دستاوردهای حضور میلیونی ملت شجاع و قهرمان ایران اسلامی در راهپیمایی یوم الله بیست و دوم بهمن که بر اساس عشق و ارادت به امام و خط اصل آن پیرمرداد در پیروی از ولایت فقیه به حماسه‌ای عظیم برای نمایش ایمان و بصیرت و وحدت و پیوند دوباره ملت با آرمان‌های انقلاب اسلامی تبدیل گردید دانسته و آن راخدمت به دشمنان اسلام و اقدامی در جهت جلوگیری از بازتاب همبستگی ملی و حمایت مردم شریف ایران از قیام ملت به پا خواسته مصر می‌داند و آن را شدیدا محکوم می‌نماید.

2- راهپیمایی شکوهمند بیست و دوم بهمن ماه همه ساله موج بزرگی از امید و خودباوری را در دل شیفتگان انقلاب اسلامی و مردم آزادیخواه جهان نسبت به استحکام و عزت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی و ناامیدی و یأس را در اردوگاه دشمنان کوردل نسبت به عدم تأثیر توطئه‌های گوناگون استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا بر علیه نظام و انقلاب ایجاد می سازد. ما تظاهرکنندگان دعوت به اغتشاش در بیست و پنجم بهمن را عدم همراهی آشکار سران فتنه با ملت بزرگ ایران و به رسمیت نشناختن بیست و دوم بهمن به عنوان روز حاکمیت و پیروزی ملت ایران بر کفر و نفاق و استکبار جهانی توسط مردگان سیاسی دانسته و این دعوت را اعلام رسمی جداسازی راه سران فتنه و عوامل وابسته‌شان از اقیانوس عظیم ملت بزرگ ایران و دوری از صراط مستقیم نهضت و انقلاب اسلامی و پشت کردن به آرمان های امام راحل و مقام معظم رهبری می‌دانیم و خواستار برخورد شدید دستگاه‌های انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی با عوامل داخلی و پیاده نظامان رژیم صهیونیستی می باشیم.

3- ملت ایران آمریکای جنایتکار و رژیم غاصب صهیونیستی را دشمنان اصلی انقلاب اسلامی و سیاست‌های استعماری آنان را اقدامی در جهت چپاول و غارت کشورهای اسلامی و مردم مسلمان می‌داند و هر اقدامی که موجب خوشحالی تأیید و تشویق استکبار جهانی و همپیمانانشان شود را خوش خدمتی و ابراز نوکری به بیگانگان قلمداد نموده و بازی علنی موسوی و کروبی در پازل آمریکا و انگلیس و رژیم جنایتکار اسرائیل و نقش‌آفرینی در سناریوی طراحی شده توسط دشمن را خروج آنان از آرمان‌های امام و انقلاب و مخالفت با اراده و خواست ملت شریف ایران و عمق وابستگی و انحراف سران فتنه دانست و نفرت و انزجار و برائت خود را از حامیان خارجی و داخلی آنان اعلام می‌داریم.

4- شنیدن صدای نفاق و ورشکستگان سیاسی و تفاله‌های رژیم نگون بخت سلطنتی از حلقوم موسوی وکروبی و اقدام جنایتکارانه عوامل مزدور و در ایجاد اغتشاش و آشوب و شهید و مجروح نمودن تعدادی از هموطنان عزیز بار دیگر پرده از چهره خبیث مهره‌های سوخته استکبار و لاشه‌های متعفن سیاسی فتنه 88 برداشت و نشان داد که اتحاد پلید و شوم جیره‌خواران و وابستگان مزدور روی دیگری از نفاق نوظهور و تلاش استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل برای گشودن راهی است که در سال 1360 با عزم و اراده راسخ و استوار ملت غیور و موضع سرسختانه امام عزیز مسدود و منجر به فرار معاندان جنایتکار و پناه گرفتن آنان در زیر چتر حمایتی صدام جنگ افروز و خون آشام گردید لذا ملت ایران پیوستن موسوی و کروبی به اردوگاه جبهه کفر و نفاق و تحرکات مذبوحانه آنان را از ادامه اقدامات کور و جنایتکار منافقان به دستور اربابان خارجی‌شان دانسته و آن را شدیدا محکوم می‌نماید.

5- اکنون که هدایت‌های روشنگرانه رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی و خویشتن‌داری مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی و صبر ملت غیرتمند ایران نتوانسته است سران گمراه فتنه را از جهالت و خواب غفلت بیدار نموده و آنان را از سقوط در جهنم پستی و رذالت و همراهی با دشمنان دیرینه اسلام و انقلاب اسلامی باز دارد ملت آزاده و شهید پرور ایران اجازه نخواهند داد مشتی قدرت‌طلب خود فروخته و ایادی درونی استکبار با عصیان و گردنکشی ارزش‌های اسلامی را به تمسخر گرفته و آرامش جامعه را بازیچه حقد و کینه و خودخواهی قرار دهند و علیرغم آغشته بودن دستان کثیفشان به خون جوانان عزیز از مجازات گریخته و با قرار گرفتن در حاشیه امن همچنان با صور بیانیه‌ای فتنه‌انگیز زمینه خوش رقصی برای دشمنان انقلاب اسلامی به سرکردگی شیطان بزرگ آمریکای جنایتکار و اذاب داخلی‌شان را فراهم نمایند.

6- باتوجه به فرمایش قاطعانه حضرت امام که فرمود "کسانی که دعوت به راهپیمایی غیرقانونی و اغتشاش می‌کنند مفسد فی‌الارض هستند "، شرکت کنندگان در این تظاهرات اعتراض‌آمیز، موسوی و کروبی را مصداق بارز فرمایش آن حضرت دانسته و ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های داغداری که از خرداد سال 88 تاکنون فرزندانشان آماج تیر کینه و بغض منافقان و وطن‌فروشان قرار گرفته‌اند سران فتنه را مسئول تمامی خون‌های به ناحق ریخته شده و همچنین خسارت‌های مادی و معنوی ناشی از اغتشاشات و آشوب‌های فتنه‌گران می‌داند و با محکوم کردن هرگونه کوتاهی و تعلل در انجام وظیفه نهادهای مربوطه و درخواست اشد مجازات برای سران فتنه از قوه قضاییه مصرانه می‌خواهیم تا فوری و بی‌درنگ به شکایات واصله رسیدگی و با محاکمه موسوی و کروبی که هدفی جز شکستن اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی و خدمت به دشمنان اسلام و انقلاب ندارند مزدوران استکبار را به سزای عمل خیانتکارانه خود برسانند.

7- باتوجه به مواضع روشنگرانه رهبر حکیم انقلاب اسلامی و آشکار شدن اهداف اقدامات ساختارشکنانه سران فتنه ملت ایران از خواص خاموش و دارای مواضع مبهم و دوپهلو می‌خواهد تا ضمن پرهیز از گفتار و رفتار بیگانه پسند و ریختن آب به آسیاب فرصت‌طلبان در اسرع وقت مواضع خود را به صورت روشن دقیق و واضح نسبت به سران فتنه و حامیان بیگانه آنان اعلام نمایند.

8- ملت هوشیار و بصیر ایران بار دیگر حمایت خود را از قیام مردم مصر که با الگو قرار دادن انقلاب اسلامی می‌رود تا طومار فرعونیان زمان را در هم پیچد اعلام داشته و رساترین پاسخ به اقدامات رذیلانه و تبلیغات پوچ و دروغین رسانه‌های آمریکا، انگلیس، اسرائیل غاصب و همپیمانانشان را پیروز کامل از فرامین رهبر معظم انقلاب اسلامی و حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی و ادامه راه شهیدان گرانقدر راه استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی می‌داند.

  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱۱/۳٠ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین

کلمه: اف بر شما منافقین کور دل که با تبلیغات وسیع خود در فضای مجازی و رسانه های فتنه ، نتوانستید با این هجمه سراسری خود دست و پای غیور مردان تیزبین را به لرزه درآورید تا در حضور به اصطلاح خودتان ، راهپیمایی برای حمایت از مردم مصر و تونس،باز به خود غره شوید که جنبش به اصطلاح سبزمان در حال جوانه زدن و رشد کردن است.دریغ از آنکه این ریشه،سر در لجن دارد  و خیلی پیشتر ازاین گندیده است و بوی تعفن آن دنیا را برداشته و به جهت "کربوئی" شما از درک آن محروم گشتید.

و چه ذات پرروئی دارید که با تمام ناکامی هایتان در به خیابان آوردن پست ماندهای خود،دست به جعل تصاویر ماضی زدید که با عنایت پرورگار متعال این مکر روباه صفتانه شما را بیش از پیش به مردم ایران سرفراز نشان داد.

و چه زیبا مکر خودتان به خودتان بازگشت...

و باز چه سخیفانه و مضحک ، وطن فروشان و ضد انقلابیون و سلطنت طلبان بی خرد  خارج نشین ، دست به تلاشی دوباره زدید تا به مناسبتی سبک تر از اراده شان ، مردم را در روز یکشنبه(اول اسفند)برای هفتمین روز شهادت پاسداران ولایت(صانع ژاله و محمد مختاری)به خیابان کشانده تا در حکم شوکی الکتریکی باشد تا از این حالت احتضار خارج شده و به ادامه حیات خفت بار خود بپردازند.

و باز خواهند دید که در ایده ال ترین شرایط ممکن،بجز معدود غافلان چشم و گوش بسته بی اختیار،با همان وضع سابق به خاک ذلت خواهند نشست.

و پیشا پیش توصیه ای به شما داریم تا برای نشان دادن حضور میلیونی مردم خداجویتان در روز اول اسفند،سری به آرشیو عکس های سال قبلتان زده و یا از کمک متخصصان خود در برنامه فتوشاپ مدد جسته تا از عکس های حضور مردم در 9دی،22بهمن88 و 89 ،تشییع پیکر صانع ژاله،راهپیمایی جمعه 29بهمن و هر تصویری از حضور پرشور ملت ولایت مدار و با بصیرت استفاده کرده و آنرا تبدیل به حضور سبزها در فراخوان های خودتان کنید تا بی آبرویی دیگری نصیبتان نگردد که بر همه واضح است که بی آبرویی دیگری در انتظارتان است.

آیا نمی دانید و حتی نمی بینید که موجودات پست به لجن کشیده،به اصطلاح سران فتنه،سر در آخور خود فرو کرده و به مانند کبک از شدت بیم و وحشت  از مقابله با مردم سر در زیر برف کرده اند؟

جماعت نادان و بی صفت ، آخر ذلت و خواری تا به کی؟

  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱۱/۳٠ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

 قانون گریزان دیروز؛ فتنه گران امروز

نامه ای که در نشریه ضدانقلاب نیمروز در تاریخ 76/12/1 چاپ شد و طی آن اعضای این شورا خواهان تعیین و تشخیص صلاحیت برای احراز پست های ریاست جمهوری و یاهر مقام انتخابی دیگر از جانب ملت و رای دهندگان شدند.
قانون گریزان دیروز؛ فتنه گران امروز

اصلی ترین و مهمترین رکن سلامت نظام سیاسی هرحکومتی ، اعمال قانون و قانونمندی همه افراد آن نظام است لیکن طبعیت از قانون به ویژه در سطوح عالی نظام و میان خواص جایگاهی برتر می یابد.
قانون اساسی هر جامعه ای تابعی است از تجربیات ، فرهنگ و ریشه های اعتقادی ، سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی آن جامعه.
قانون اساسی را چهره های شاخص و نخبه هرجامعه می نویسند و ارکان هر نظام سیاسی موظف می شوند تا درراستای قانون اساسی ، قوانین و لوایح را تصویب و وضع نمایند.

قانون اساسی به معنای عام ، همه اقشار جامعه حتی عالی ترین سطح یعنی رهبری را هم شامل می شود اما گاه دولت ها بنا به منویات و مطالبات خود در پی تغییر قانون به نفع منافع خویش برمی آیند.
بعد از انقلاب اسلامی، قانون گریزی در دوره اصلاحات تابدان حد رسید که حتی قوه مقننه که برطبق وظیفه ذاتی خود می بایست قوانین ولوایح را مطابق قانون اساسی تدوین و مصوب می کرد گاهی با جنجال آفرینی ، خود درصف مقدم قانون شکنان یا معارضان با قانون قرار می گرفت.

شاید بهترین نمونه این جنجال آفرینی ها ، درخواست مجلس برای حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان بود که عنوان جنجال علیه نظارت استصوابی را یدک می کشید.
درماده ۳ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی مصوب اسفندماه سال ۶۲ آمده است: نظارت برانتخابات مجلس به عهده شورای نگهبان است ، این نظارت عام و در تمام مراحل در کلیه امور مربوط به انتخابات جاری است.

قانون انتخابات مجلس درسال ۶۲ یعنی در زمان فعالیت اولین دوره مجلس به تصویب رسید که به موجب آن مردم به وسیله نمایندگان منتخب خود در شورای نگهبان ، ناظر انتخابات شده واز ورود افراد ناشایست ، عوامل دشمن و نیروهای نفوذی جلوگیری می کردند.

لازم به ذکر است که اولین دوره مجلس درخرداد سال ۵۹ در فضایی بدون تشکیلات منسجم دولتی ، پس از پیروزی انقلاب تشکیل و امکان حضور چهره های ضد انقلاب و گروههای سیاسی با مواضع فکری و اعتقادی مختلف به مجلس فراهم شد.
البته ناگفته نماند که درسال ۵۸ نیز زمانی که ملت می خواست برای اولین بار رییس جمهور نظام اسلامی راانتخاب کند بیش از ۱۰۰ نفر نامزد ریاست جمهوری شدند که شاید تاکنون در هیچ کجای جهان سابقه نداشته باشد.
درآن زمان نماینده امام (ره) در کمیسیون نظارت برتبلیغات انتخابات ریاست جمهوری با اجازه مردم افراد فاقد صلاحیت را حذف می کند.

اما مخالفت با نظارت استصوابی شورای نگهبان در سال ۷۶ تا بدانجا پیش رفت که مقام معظم رهبری جنجال علیه نظارت استصوابی را از جمله مباحث بی ریشه و بی مبنا دانستند که با هدف تضعیف شورای نگهبان و نفوذ دادن عناصر مخالف با اسلام ، امام و نظام در ارکان قانون گذاری کشورصورت می گرفت.
ایشان فرموده بودند: آنها در خطا واشتباه هستند و به طور قطع و یقین چنین چیزی تحقق نخواهد یافت.
اما ریشه بحث های مخالفان قانون اساسی و معاندان با نظام در این خصوص به نامه سرگشاده شورای مرکزی جبهه ملی در تهران خطاب به آقای خاتمی ریاست جمهوری وقت برمی گردد.

نامه ای که در نشریه ضدانقلاب نیمروز در تاریخ 76/12/1 چاپ شد و طی آن اعضای این شورا خواهان تعیین و تشخیص صلاحیت برای احراز پست های ریاست جمهوری و یاهر مقام انتخابی دیگر از جانب ملت و رای دهندگان شدند.
در آن زمان اعضای دولت آقای خاتمی و مشاوران وی معتقد بودند که نظارت استصوابی شورای نگهبان هرروز دست و پاگیرتر می شود و در واقع هیچ مسئولیتی برای دولت باقی نمی گذارد.

آنها مصمم بودند تا لایحه اصلاح قانون انتخابات را برای مشخص کردن محدوده مسئولیت های شورای نگهبان به مجلس برسانند.
در ادامه این جریان ۲۱/۷/۷۷ عبدالعلی بازرگان در مجله آبان نظارت استصوابی را یک بام و دو هوایی نظام حاکم قلمداد می کند و می پرسد: حکومت حق مردم است یا مردم فقط نقش حضور در صحنه را دارند؟
وی با طرح چنین سوال هایی می کوشد تا جمهوریت نظام را از روحانیت جدا کرده و به مردم تلقین نماید که حاکمان ، مشروعیت رد یا تأیید چیزی را ندارند.

در پی اظهار نظرهای فعالان سیاسی همچون اکبر گنجی ، آقاجری ، عبدا... نوری و... ، برخی تشکل های چند نفره نیز سعی کردند موضوع نظارت استصوابی را که توسط ۶ نفر از منصوبین ولی فقیه و ۶ نفر از حقوقدانان با انتخاب مجلس صورت می گیرد از حوزه مشروعیت معنوی به حوزه دموکراسی بکشانند .
همزمان با این بحث و جدل ها ، رسانه ها یا به بیان بهتر خط دهندگان فرامرزی به طور مستمر برنامه های خود را برای عوامل نفوذی در داخل اعلام می کنند تانکند لحظه ای در حرکت مرتجعانه آنها وقفه ای پدید آید .
اما مقام معظم رهبری در روز رأی گیری انتخابات شوراهای اسلامی در تاریخ ۸/۱۲/۷۷ مسئولیت مهم در نحوه گزینش داوطلبان عضویت در شوراها را به مردم گوشزد کرده و گفتند: چنانچه مردم حقیقتا به تقوا، دیانت و دلسوزی هرنامزد انتخاباتی واقف نشوند نباید اورا به مراکز تصمیم گیری بفرستند.

اما حملات علیه نظارت استصوابی با مصاحبه مهدی کروبی در سال ۷۸ به اوج رسید.
وی گفته بود : می خواهم ثابت کنم نظارت استصوابی درست نیست، این نظارت یک اهرم فشار است در دست شورای نگهبان که گرایش خاصی دارد تا رقبا را از میدان بدر کند..
وی با بیان اینکه تعدادی از نمایندگان ، مخالف حذف نظارت شورای نگهبان هستند گفته بود: اگر وضع طبیعی باشد و رأی گیری به شیوه مخفی صورت گیرد من احتمال می دهم لایحه اصلاح قانون انتخابات تصویب شود.

مسأله جنجال آفرین اصلاح قانون انتخابات با دقت نظر رهبری و مدافعان قانون اساسی در مجلس ، دولت و سطوح عالی نظام حل شد.
شاید نکته قابل توجه وجود اسامی وچهره های قانون گریز آن زمان در لیست سیاه انقلاب سبزکنونی باشد.

همانانکه روزی درمقابل سدهای قانونی مخالف با منافعشان ایستادند هم اکنون هم درصف اول فتنه گران ازسال ۸۸ تاکنون به چشم می خورند.

  نویسنده: ׀ تاریخ: ۱۳۸٩/۱۱/۳٠ ׀ موضوع: ׀ نظرات ()

 
CopyRight| 2009 , internetrazmandh.persianweblog.ir , All Rights Reserved
Powered By PersianWeblog | Template By: BloGame